السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
269
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
فوق ، مطلق محل است ؛ كه محل حقيقى و محل اعتبارى ، هردو را شامل مىشود . و محل حقيقى نيز اعم از موضوع به معناى خاص آن - يعنى محلى كه بىنياز از حال است - مىباشد . بنابراين ، تعريف فوق شامل تقابل سلب و ايجاب نيز مىگردد ، زيرا متن قضيه ، يعنى مجموع موضوع و محمول ، به منزلهء موضوع و محلى است كه سلب و ايجاب بر آن وارد مىآيد . و قيد از « جهت واحد » براى بيان اين نكته است كه اجتماع دو امر متقابل در يك محل از دو جهت مختلف ، هيچ مانعى ندارد ، و منافاتى با تقابل بودن آنها ندارد ؛ مثل آنكه عقل فعال علت عالم ماده و در عين حال معلول خداوند است ؛ يعنى نسبت به علم ماده علت و نسبت به خداوند معلول مىباشد . در اينجا عليت و معلوليت كه دو امر متقابل هستند ، با هم جمع شدهاند ، و يك شىء هم علت است و هم معلول ، اما از او دو جهت مختلف . پس دو امر متقابل از جهت واحد در يك شىء جمع نمىشوند ، اما از دو جهت مختلف ممكن است با هم جمع شوند . و اما قيد « زمان واحد » براى آن است كه تعريف شامل مواردى كه متقابلين از امور زمانمند هستند ، نيز بشود . و با توجه به اين قيد ، اگر دو امرى كه ضد يكديگرند ، در دو زمان مختلف بر يك موضوع عارض شوند ، تعريف يادشده نقض نخواهد شد . حكما بر آنند كه اقسام تقابل منحصر در چهار قسم است : تقابل تناقض ، تقابل عدم و ملكه ، تقابل تضاد و تقابل تضايف . تقابل تناقض تقابل تناقض همان تقابل سلب و ايجاب ، و يا نفى و اثبات است . اين نوع تقابل ميان هر شىء با عدم آن برقرار مىباشد . هرگاه يك امر ثبوتى را نفى كنيم ، در واقع نقيض آن امر ثبوتى را به دست دادهايم ؛ مثلا نقيض « همهء انسانها عالماند » آن است كه « چنين نيست كه همهء انسانها عالماند . » و نقيض « زيد ايستاده است » آن است كه « زيد ايستاده نيست » . به طور كلى هرگاه يك امر ثبوتى را بدون كم و زياد ، نفى و سلب كنيم و آنگاه آن دو را با هم مقايسه كنيم ، ميان آنها رابطهء تناقض برقرار خواهد بود . تقدم و تأخر هرگاه دو چيز را به يك امر سومى نسبت دهيم و در نسبت ، اختلاف در كمى و زيادى پيدا شود ، تقدم و تأخر پيش خواهد آمد . و به ديگر سخن : هرگاه چيزى را كه دو شىء ديگر مشتركا با آن نسبت دارند ، به عنوان مبدأ در